|
حتی اگر به اخر خط رسیده ایی باز هم ناگفته هایت را بگو.
| ||
|
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 20:43 به قلم : مه لقا ™
از شما میپرسم: وقتی ی صدا باشی میون هزاران صدا واقعا سکوت کردن بهتر نیست؟ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 1:45 به قلم : مه لقا ™
باور کنید من خودم 7و8 ماهه نه سوسیس میخورم نه کالباس وکلا دست به غذاهایی که این دو تا توش باشه نمیزنم
شنبه سی ام اردیبهشت 1391 0:54 به قلم : مه لقا ™
خدایا خداییش این همه سنگو از کجا میاری؟ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 3:2 به قلم : مه لقا ™
حساس میکنم ما ادما آونقدر در دیگران حل شدیم که تمام نیت هامون وابسته به تفکر، نگرش، زندگی و ارزش های آونا هستش!!! ارزش هایی که چون همیشه به واسطه ی حضور دیگری ارزش میگیرد پس رقابت ایجاد می کند رقابت بین تمام افرادی که "خودشون رو" جا گذاشته ن و با هم بر سر اول بودن رقابت میکنن پس طبیعیه که ماها حتی اگر اول هم باشیم خیلی احساس خوشبختیمون دوام نمی آره چون همیشه در هر چیزی، بالای داشته هامون وجود دارد و این از نظر ما یعنی شکست!!! سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 1:51 به قلم : مه لقا ™
تنها چیزی که نسبت بهش اطمینان صد در صدی دارم اینکه:
حداقل خدا خیالش از خودش راحته... و الان نمیدونم شاد باشم یا گریون!!!! شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 1:36 به قلم : مه لقا ™
زنان ؛ قبل از مادر شدن، پری و بعد از مادر شدن؛ تبدیل به فرشته می شوند .
فرشته ی مهربان و فداکار روزت مبارک پ.ن تمام لحظه هایی که کنارم میشینی از توی نگاهم میخونی که من خوشحالم ویا غمگین بعد با تمام سادگیت هی سعی میکنی از زیر زبونم حرف بکشی وقتی که بهت میگم مامان وقتی که از ی چیزی ناراحتم بهم گیر نده وقتی کسی بهم گیر بده در این مواقع عصبی ترم میکنه بعد باز همونجور بهم میگی:بالاخره اون روز میرسه که توام بفهمی مادری واینکه برای بچه ت هر کسی نیستی... وبا همین ی جمله منو شرمنده میکنی ومنم با همون اعتماد همه چیزو برات تعریف میکنم تمام لحظه هایی که اذیتت میکنم اما تو میخندی وقتی که داری کاراتو انجام میدی وبه زور میبوسمت وبعدش مجبورت میکنم توام منو ببوسی به خاطر تمام زندگیم ممنونتم ودوست دارم مادرم دوستت دارم مادرم مامانم عشقم برچسبها: من, خودم, تبریک به مادرم جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 21:40 به قلم : مه لقا ™
این روزها حالم خوبه
خدا را دوست دارم خودم را دوست دارم ادمهای دو رو برم ساعتها ودقیقه ها وثانیه ها اسمون وخورشید وماهش ابر وبارونش رو دوست دارم و میدونم این شیرین ترین حس دنیاست که من دارم تجربه میکنم ((مه لقا)) برچسبها: من, خودم, حالم خوبه, بهترین حس دنیا چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 3:19 به قلم : مه لقا ™
من اریا نوزاد یک روزه که در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۱۷ پا به این دنیا گذاشتم خیلی نوزاد اروم و دوست داشتنی هستم پس لطفا شما هم منو دوست داشته باشید ادم بزرگا پ.ن یعنی من عاشقتم معجزه کوچلو چقدر به حضورت احتیاج داشتم عشقم
برچسبها: من, خودم, تولد یک معجزه دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 0:32 به قلم : مه لقا ™
اینقدر بی جنبه!!!
یعنی اینقدر بی جنبه!!!!! صبح تو خیابون ببینیش از رو احترام باهاش سلام واحوالپرسی کنی بعد شب با دست گل وشیرینی خدمت برسن!!! یعنی چقدر بی جنبه!!!! پ.ن دوستی یم!!!! پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 1:30 به قلم : مه لقا ™
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 0:30 به قلم : مه لقا ™
اقای مجری: اگه وقتی وارد جایی شدیم ویکی دستشو دراز کرد طرفمون میخواد چیکار کنه؟ پسر عمه زا: میخواد دستشو بکنه تو ناف ما!!! اقای مجری: نه میخواد بهمون دست بده وسلام کنه حالا اگه دستشو نیاورد جلو چی؟ پسر عمه زا: ما دستمونو میبریم جلو میکنیم تو نافش!!! یعنی داغووووووووووووووونشم پ.نامروز دلم از خدا ی چی خوشمزه میخواست که یکی از همسایه های مهربون برامون ی ظرف توت سیاه اورد بعد همون جا به خدا گفتم: اگه میدونستم اینقدر سریع اجابت میکنی دعامو خوب ی چی دیگه ازت میخواستم والا!
برچسبها: من, خودم, خاطرات بانمک از مجموعه ی کلاه قرمزی, استجابت دعا دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 13:46 به قلم : مه لقا ™
تا قبل از عید
با اینکه عضو گروه ۵ نفره ی ۶ ساله مون نبود اما بازم باهاش صمیمی بودیم ومیگفتیم ومیخندیدم بعد از عید دیدمش با ی چسب که زده بود رو دماغش و تا منو دید راهشو عوض کرد پ.ن اما من هنوز معتقدم ادم هر چقدم تغییر کنه بازم جواب سلام واجبه یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 23:20 به قلم : مه لقا ™
یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 23:14 به قلم : مه لقا ™
این نیز بگذرد... اما خدا کند از جای دیگری بگذرد و همش از رو سر وکله ی ما نگذرد...!!! پ.ن خدا این روزا حالش خیلی خوبه من میدونم چون منم حالم خیلی خوبه بالاخره تونستم ی قدم هر چند کوتاه به سمتش بردارم گاهی دلم میخواد محکم بگیرمش تو بغلم ببوسمش اما وقتی میبینم نمیشه میرم جلوی اینه خودمو میبوسم...راه حل خوبیه امتحانش کنید نهایتش میگن طرف دیوانه اس دیگه! برچسبها: من, خودم, گذر دوران, یک خواهش جمعه هشتم اردیبهشت 1391 1:28 به قلم : مه لقا ™
این دختر صداش،اهنگاش،چهره ش،خوشکل حرف زدنش.... خیلی دوسش دارم. اینم دو تا از اهنگایی که خونده ومن دوستشون دارم زیاد
ترجمه ی هر دو اهنگ در ادامه مطلب: ادامه مطلب چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 16:35 به قلم : مه لقا ™
ای کسانی که از صبح تا شب سجاده اب میکشید
بهشت مال شما اصلا حداقل مسیر جهنم رو به ما یاد بدید گم نشیم یهو سر از بهشت در بیاریم دوباره قیافه ی مبارک شمارو ببینیم وووووووووووووووووووووووووووی برچسبها: من, خودم, جماعت سجاده ابکش بوووووووووووووق چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 15:10 به قلم : مه لقا ™
سرمای وجودم به گرمای نگاهت محتاجه همیشه به امدنت فکر میکنم که نیامدنت خیال محضه . . . گاهی ی چیزایی به ذهنم میرسه که از نوشتنشون واهمه دارم فکر من احساس من حرفهای من همش توی نوشته هامه حس خوبیه که یکی اونارو بفهمه اون وقت فکر تنهایی ازت دور میشه اینکه میدونی از بین این همه ادم یک نفر حتی یک نفر همراهته اینکه اونم تو همین دنیایی زندگی میکنه که تو زندگی میکنه از تمام خوشی ها وناخوشی هاش خبر داره اونوقته که برات فرقی نمیکنه کی باشه چه شکلی باشه از کجا باشه فقط میخوای که باشه.... همین! ((این دوتا رز ابی برای همه ی اونایی که عاشق رز ابی هستن))
پ.ن شهادت حضرت فاطمه(س) رو تسلیت میگم برچسبها: من, خودم, نوشته هام, حسم, تسلیت سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 17:22 به قلم : مه لقا ™
خدا یا کیفیت رو فدای کمیت نکن.
کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!
لطفا بی زحمت
برچسبها: من, خودم, خدا, نیایش من با خدا شنبه دوم اردیبهشت 1391 1:30 به قلم : مه لقا ™
کیا مثل من از این زمین خاکی شروع کردن؟
پ.ن دوستان اگه عکس باز نمیشه براتون از طریق این ادرس میتونید ببینیدش http://up.vatandownload.com/images/ve3k075bbdztw2d23rb4.jpg برچسبها: من, خودم, روزای سخت نتی چهارشنبه سی ام فروردین 1391 8:26 به قلم : مه لقا ™
|
||